آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

جلسه يازدهم کاردرماني

1391/5/13 21:58
نویسنده : شهرزاد
436 بازدید
اشتراک گذاری

کلاساي امروز خيلي خوب سپري شد

ديشب که ساعت 23:30 ماساژ هاتو دادم و قبلش هم جسمي باهات کار کردم

در گوشي :عینک((بابايي ديشب ظرفارو شست و ماماني کار شما رو انجام داد))

انگار راحت خوابيدي

 

 سر ماساژ امروز زياد غر نزدي

و هنگام کار با آقاي شيري هم نشستنت رو گفت عاليه اما گفت دستاتو نميشناسي و زياد بکار نميبري و زمان ميبره

گفت :حتما در مورد با دکتر پيشياره صحبت ميکنه

و براي ارزيابي گفت من مينويسم که خوب ميشينه و از نشستنش راضي هستک

اما من راضي نيستم

 گفتم من موندم براي آنيتا چيکار کنم؟

گفت :زياد خودتو درگير نکن

ميدونم استرس زيادي داري

اما هم خودتو خسته ميکني

هم اين بچه رو

اما تصميم گرفتم کلينيک پويش تو نارمک رو هم امتحان کنم

آنجا آقايي به اسم عنبرا هست که خيلي تعريف کارشو شنيدم

حتما ميبرمت آنجا

ازمايش متابوليک رو به احتمال زياد فردا ميبرم که انجام بدي

و براي وپ هم وقت گرفتم

21 مرداد

اما يه بيهوشي کوچولو هم  براي وپ داري

مادري قربونت بره

چطوري تحمل کنم

دخمل کوشولو خوشگلم رو بيهوش کنن

آزمايشگاه هم که ميبرم ازت خون ميگيرن کل روز اعصابم داغونه

حالا بيهوشي هم تحمل کنم

واي خداي من

تموم کن اين روزا رو

خدايا يه آدم چقدر کشش داره؟

چقدر ديگه

چقدر.....

قربونت برم

خيلي براي مادري سخته

زود خوب شو

زود .......

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

صدف
12 مرداد 91 0:13
حق داری ، هرچی بگی حق داری .
باید دلت رو سنگ کنی ، باید محکم بایستی تا بتونی این دوران را پشت سر بذاری.
خدایا خودت آسونش کن



مرسي صدف عزيزم
بوس
خاله پاریاب
12 مرداد 91 2:13
آخجون منم اومدم نظر بدم آنیتا جونم... خیلی خوشحالم که تونستم وبلاگتو پیدا کنم عزیز دل خاله... خوشگل خاله... به مامان بگو انقد نگران نباشه... بگو خیلی خوب داری پیشرفت می کنی... مطمئنم زود زود خوب میشی و مامانی همه ی خستگیش در میره : X دوستون دارم 2تاتونو... دوس دارم همیشه خندون ببینمتون


واااااااااي خاله سلام
خوش اومدي
منور کردي